آپالوگهای زندگی
Epilogues
مرد سالخوردهای با خاکستر همسر درون یک گلدان به خانه برمیگردد. در حالی که منتظر جوش آمدن کتری است، صدای سوزان بخار آب جوشنده یادآور خاطرات میشود. برای مرد پیر آیندهای پیش رو نیست؛ فقط فقدان هدف، حسِ از دست دادن و تنهایی وجود دارد. او سفری را آغاز میکند.