شبنم و رودخانه
O Orvalho e o Rio
یک سال پس از پایان رابطه اش، مصلرو به جایی که بخشی از آن رابطه را زندگی کرده باز می گردد. زمستان است، خانه در میان روشنایی قرار دارد. علف بلند است و باغ رها شده. داخل خانه جعبه های گره خورده در اطاق پخش است، اشیای کهنه در گوشه ها. در آشپزخانه آتش روی بخاری آهنی به آرامی میسوزد. در کنار خانه رودخانه ای میگذرد که مصلرو از سردرگمی خاطرات به پناه می برد. برخورد با گذشته جرقه لازم برای پیش رفتن است.