من را تنها نگذار
Don't leave me alone
یک تاجر مصری در لبنان با پسر لوسش عدل و دختر بیپرواش زیزی زندگی میکند. زیزی عاشق جوانی به نام محمود است که در شرکت پدرش کار میکند، اما او عاشق کارمند جدید، سمیه است. عدل به زیزی پیشنهاد ازدواج میدهد و او قبول میکند و آنها ازدواج میکنند، اما او با او در تردید زندگی میکند زیرا احساس میکند که او هنوز محمود را دوست دارد.