تب شعف ماری ژوائو
The Fever of Maria João
ماری ژوائو بهطور منزوی با پدرش زندگی میکند. از ترس اینکه بیماریای را که توسط باد حمل میشود و مادرش را از او گرفت به سرش بیاید، پدر اجازه نمیدهد خانه را ترک کند. در عوض، او برای او داستانهای ماجراجویی تعریف میکند. شب یکی از سربازان بازنشسته بهعنوان مردِ آرامشجوی بیسفر، به در خانهشان میزند و بهدنبال زنی است که پیش از رفتن به جنگ تنها گذاشته بود، بیآنکه بداند او از قبل رفته است.