خط داستانی
از کودکی، نیگنروم با دیدگاههای منفی افراد محلی روبهرو بوده است، زیرا مادرش هاندینی همواره ربالقول بوده است که خیلیها با او در ازدواج مخالفت کردهاند. مرگ دوستی نزدیک به مادر، خانوادهٔ او را بیشتر در فشار جامعه قرار میدهد. زندگی نیگنروم با رها کردن ترسهای ماورایی روزبهروز ناخوشتر میشود تا آنکه پس از اینکه مردی که او عمیقاً دوست دارد جالو به عنوان قربانی جدید هاندینی گرفتار میشود، نیگنروم باید با ترسهای ماورایی زیادی روبرو شود. ناگانهٔ کیای قدرتمندی به او کمک میکند تا با نیزهای قدرتمند که برای از بین بردن جادوهای سیاه روی زمین استفاده میشود، با مشکلات مبارزه کند.