خط داستانی
شِف سیتا از حادثه ای جان سالم به در می برد و برای سپاس از ناجیانش می کوشد. به غریبه ای به نام ابیشک عاشق می شود که رازی پنهان دارد. هنگامی که حقیقت آشکار می شود، او باید بین عشق، راستی و آینده اش انتخاب کند.
شِف سیتا از حادثه ای جان سالم به در می برد و برای سپاس از ناجیانش می کوشد. به غریبه ای به نام ابیشک عاشق می شود که رازی پنهان دارد. هنگامی که حقیقت آشکار می شود، او باید بین عشق، راستی و آینده اش انتخاب کند.