یک کف دست
Um Palmo
دیگو از خانه بیرون می رفت که با خاموشی در محله مواجه می شود و در آسانسور گیر می افتد. بدون یافتن راه حلی به جز انتظار، دیگو ناچار است از خستگی اش در شبکه های اجتماعی خیال بافی کند