خط داستانی
در یک شب طوفانی، ریک مست به یک بار خالی وارد میشود و سعی میکند مشکلات زندگیاش را نادیده بگیرد. مردی از سایهها ظاهر میشود تا زندگی بهتری را به ریک پیشنهاد دهد. تنها کاری که باید انجام دهد این است که یک بازی بیلیارد را ببرد. کاش اینقدر ساده بود.