خط داستانی
در آینده ای که دریا دیگر وجود ندارد و بزرگسالان چیزهایی از گذشته تقلید میکنند، تعداد زیادی از کودکان در ساحلی مصنوعی کیسههای شنی میسازند. تنها دوازده ساله استل نگاهش به دیواری است که در آن دریا نقاشی شده است. تیبو همسال او به سوی او میآید و وانمود میکند که میتواند چیزهایی را که دیگر وجود ندارند ببیند. او استل را به مخفیگاهش میبرد و سعی میکند او را متقاعد کند تا قرصی بخورد که به او اجازه میدهد دریا واقعی را ببیند.