خط داستانی
لِوی، یک مرد جوان همجنسگرا، پس از نجات از یک انگل مغزخوار، برای آخر هفته به خانه روآن، عشق دوران دبیرستانش دعوت میشود. پس از بیدار شدن از یک شب مستی و ارتباط مجدد، لوی متقاعد میشود که روآن او را بوسیده است. در حالی که لوی به دنبال کشف حقیقت آن شب است، تسلط او بر واقعیت سست میشود.