خط داستانی
شخصی خوشچهره به نام ژیائو لیکون که اهل شعر است و احساساتی حساس دارد، خانوادهاش را از نظر شغلی و اجتماعی تحقیر میکند. ژیائو ییوهِی، معلم موسیقی مهدکودک، با جذابیت و ایدهآلهای رمانتیک با هم آشنا میشوند و به سرعت ازدواج میکنند. اما این ازدواج شاد، دانهای تراژیک را کشت میکند. اختلاف طبقاتی و وضعیت اجتماعی آنان شدت مییابد و به طلاق میانجامد و ژیو همه چیز را از دست میدهد جز حضانت پسرش ژئوءِی. او برای انتقام، با پنهان کردن فرزند از او انتقام میگیرد. در نهایت، ژیو درخواست آزمایش پدری میکند و اعلام میشود این فرزند به طور زیستی به ژیو ندارد. ژیو ماتمزده است و قصد دارد با کشتن او انتقام بگیرد.