خط داستانی
خاونو و گونزالو روزنامهنگار و دوستان قدیمی هستند. هر دو از موقعیت خوبی در روزنامه برخوردارند، اما «شیاطین نیمروز» یا بحران میانسالی در کمین است. بهویژه امروز، وقتی که از تشییع جنازه برمیگردند و باید به همکار سابقشان سلام وداع بگویند. برای استراحتی در کافه توقف میکنند و ناگهان خوَن با دوستش برای корм دادن به اردکها روبهرو میشود و این رو درگیریای آغاز میکند.