خط داستانی
در ۲۲ سالگی، دامیان یک سرباز راستگرای افراطی است: یک فعال برای "باریر ملی"، گروهی حاشیهای که علیه آنچه "جایگزینی بزرگ" نامیده میشود، مبارزه میکند و تنها برای میهنش زندگی میکند. در ۲۴ ژوئن، در حالی که پاریس تحت یک موج گرما قرار دارد، دامیان یازده نفر را در یک مسجد به گلوله میبندد. در همان شب دستگیر میشود و رسانهها به شدت واکنش نشان میدهند و حدس و گمانها آغاز میشود؛ برای برخی، دامیان یک هیولا است و برای دیگران، فردی عصبی که از تنهایی رنج میبرد. از کودکی روستاییاش تا تحصیلات فلسفیاش در پایتخت، هیچ چیز به چنین عمل خشونتآمیزی اشاره نمیکند. چه کسی مسئول است؟ داستان دامیان — یا کسانی که او را شکل دادهاند؟