خط داستانی
زازیر نورانی پسر دهسالهٔ بریتانیایی-هندی برای آزمودن وفاداری دوستان خود دروغ میگوید که forever به هند میرویم. او از قدرتی ویژه برخوردار است که اگر انگشتانش را به هم فشار ندهد، هر چه را بخواهد زنده میکند؛ یا اینطور که خواهرش آیشا به او میگوید. او که از دیدن تازگیِ فیلم «سلمداگ میلیار» تراوش کرده است، سعی در فرار از سرنوشت خویش دارد در حالی که خواهرش از آزار او لذت میبرد