خط داستانی
در گفت و گوهای تقابلی با همسرش و معشوقش یک افسر پلیس هندی میانسال از کارش به عنوان دستیار قربانی ناخواسته سخن می گوید که مأمور اجرای اعدام های خارج از دادگاه برای مردان مسلمان است. در جای دیگر شهر، لرد کریشنا و شاهزاده ارجون دیالوگی از گیتای بودا را اجرا می کنند. ارجون که در نبرد به واسطه ملاحظات انسانی به حالت فلجو در بی عملی نشسته است، از کریشنا راهنمایی می جوید که او را درباره وظیفه اخلاقی جنگجو instruct می کند.