خط داستانی
در یک شهر آرام اوآخا، سوما، یک زن موکسه، در ریتم ظریف مراقبتهای روزانه زندگی میکند—به مادر پیرش رسیدگی میکند و خانهای را که بر پایه سنت، کار و درک خاموش بنا شده، حفظ میکند. وقتی عزرا، یک مستندساز سرگردان، به منظور ثبت داستان سوما به آنجا میآید، حضور او چیزی را که مدتها خوابیده بود، بیدار میکند. در طول فیلمبرداری، این دو شروع به دور زدن یکدیگر میکنند—لحظاتی را به اشتراک میگذارند که بلندتر از کلمات صحبت میکنند. آنچه به عنوان یک پرتره آغاز میشود، به چیزی بسیار صمیمیتر تبدیل میشود. با نزدیک شدن به زمان Departure عزرا، هر دو باید با این واقعیت روبرو شوند که چه معنایی دارد که واقعاً دیده شوند — و آیا یک لحظه گذرا از ارتباط کافی است تا مسیر یک زندگی را تغییر دهد.