خط داستانی
سروکله زدنِ روالهای دو زن با هم تلاقی میکند و با تکرار حرکات مشابهشان در گذر زمان به هم میرسد. دستانشان از طریق حافظه مشترکشان یک حرکت در هر زمان با هم برخورد میکنند. روال روزانه حیات در تنهایی مطلق او همچنان میبالد وقتی او سعی میکند خاطرات مادربزرگش را به یاد آورد. به طور جداگانه هر دو زندگیشان را مشاهده میکنیم؛ حرکات هر دو زن به یک گفتوگوی خاموش و پیوسته میانجامد. ضربآهنگ رویدادها به آرامی شکل میگیرد در حالی که روزها میگذرند. در نهایت، پیوند میان آنها عشق مادری را آشکار میکند که آنها را به هم پیوند میدهد.