خط داستانی
سونیای دختری دوازده ساله با آلبینیسم از خانوادهای فقیر در روستای کوچک نزد بنگالور است. پدر الکلی او را به خاطر ظاهرش سرزنش میکند و مادر ناامید اما با نیت خوب است. ورود او به مدرسه جدید در شهر با همکلاسیهای تازه که به ظاهر او تبعیض قائلاند و حتی خصمانهاند، همراه با رفتار معلمش آشـوینی که دانشآموزان برتر را ترجیح میدهد و دانشآموزان ضعیف را به عقب مینشاند، کار را دشوارتر میکند زیرا به دلیل ضعف بینایی نمیتواند از روی تخته مدرسه دنبال کند. آیا او راهی برای آرامش با خود و محیط اطرافش پیدا خواهد کرد؟