خط داستانی
شب واحدی، گاریا، دختر جوان بیستدو سالهای است که توسط برادر بزرگترش آلیک که اسکیزوفرنیک است و اخیراً از مرکز روانپزشکی فرار کرده است، بیدار میشود. او بر این باور است که دو ساعت تا پایان جهان باقی مانده و میخواهد با او زندگی کند. گاریا با وجود تردیدهایش برای حمایت از این برادر ستمگر به مقابله با او میپردازد و با او همراه میشود تا او را در کنار خود نگه دارد.