خط داستانی
هاگینو، شوهرش اتسوهیرو و دختر ناتنی نوجوانش موکایا به خانهای نو نقل مکان میکنند. اما روزی که هاگینو نیست، موکا تماس میگیرد و اغوش برای کمک میخواهد. او با شتاب به خانه میراتد و خانه را به هم ریخته میبیند، لباسهای موکا پاره شدهاند و دختر نوجوانی با قیچی در دست در کنار او ایستاده است