خط داستانی
داستان دنبال جیمز نویسنده بیست و پنج ساله است که برای جشن تولد هشتاد سالگی پدرش رابرت به خانه قدیمی کودکی بازمی گردد. او به خانه قدیمی اش با رابرت که رو به زوال و خسته است خوش آمد می گوید و جیمز می فهمد که زمان را از دست داده است و نگران است که شاید برای پدرش زمان زیادی باقی نماند. ما جیمز را دنبال می کنیم تا سعی کند از آخرین روزهای مشترکشان بهترین استفاده را ببرد