خط داستانی
«مرگ فرصت کافی برای کشتن همه ندارد، پس او پزشکان را به فرستادگان خود انتخاب کرد» این گفتهای است که شاخهٔ بْرسلُو از یهودیت چشمان را به آن دوخته است. با این حال، وقتی دخترشان تهیلا از نارسایی کلیه رنج میبرد، دانا ناچار میشود سفری به دنبال درمان فرزندش آغاز کند و میان اعتماد به ایمان یا خیانت به همهٔ آنچه باور دارد، برای شنیدن صدای علم، فناوری و پزشکی که در جهان او بیگانهاند، دست و پنجه نرم کند.