خط داستانی
روز بعد از فارغ التحصیلی من از دانشگاه آیووا در سال 1992، همسرم الیزا یک دوربین ویدئویی VHS از دسترسی عمومی گرفت و ما با چند نفر از دوستان مصاحبه کردیم تا به نوعی یک کپسول زمانی بسازیم، با این فکر که جالب خواهد بود ببینیم زندگی آنها در آینده چگونه پیش میرود. این یک نمونه تصادفی از دانشجویان دانشگاه آیووا بود - افرادی که میشناختیم، افرادی که هنوز در ژانویه 1992 آنجا بودند، افرادی که حاضر به شرکت بودند و افرادی که واقعاً در سه روزی که دوربین را داشتیم، حاضر شدند. نوارها به یک جعبه انداخته شدند و در طول چندین جابجایی زنده ماندند؛ از آیووا سیتی به فیلادلفیا، به سیاتل، و سپس به لس آنجلس در سال 2019 که آنها را دیجیتالی کردم.