خط داستانی
نیکو میخواهد با همسایه همتیغهاش ریکا مستقل شود، اما او تمایلی به تعهد ندارد. از دست والدینش خسته شده، نیکو خانه را ترک میکند و در حومه شهر اتاقی اجاره میکند. با فاصله فیزیکی، او با لئو، برادربازی ریکا، که در حال تغییر جنسیت است، رفت و آمد پیدا میکند. نیکو بین عشق برادر یا خواهرش دچار تردید میشود. در این میان، خانوادههای آنها دودستگی پیدا میکنند، زیرا در یکی از آنها عشقی وجود ندارد و در دیگری وفاداری نیست.