خط داستانی
یگور، شکارچی، پس از خودکشی تنها خویشاوندش، از تایگا به شهر میآید و شاهدان مرگ دخترش - جوانان - را به قربانگاه الهه خونین ایلbis میآورد. قتلهای مرموز شهر شمالی را تکان میدهد. یگور با کیرا، همسن دخترش، ملاقات میکند و رابطهای عجیب بین شکارچی و نایمفت شکل میگیرد.