خط داستانی
لکا در وضعیت دائمی رنج زندگی میکند. روزی با دوستش فرانکو روبهرو میشود. در تلاشی برای فرار از افکارش، لکا و فرانکو به یک مهمانی میروند تا آنچه عمیقترین میل اوست با مخالفت خود مواجه شود. وقتی او به فرار میپردازد، فرانکو به سمت او میآید و لکا ناامیدانه افکار خود را درباره خودکشی افشاء میکند.