خط داستانی
دومینیک به زندان میرود و زمان حضور در آن را فرصتی برای رها کردن مشکلاتش میبیند. شریک او، فرانک، همراهش است و بستهای از یادگارها برای او آماده میکند. آنها سعی میکنند روابطشان را سر و سامان بدهند، اما هیچکس نمیتواند رئیسیتی برای رابطهای مانند این طرحریزی کند.