خط داستانی
در سال 1948، پس از آزادسازی شمال شرق، خرابکاریهای دشمن آغاز شد. اداره امنیت عمومی متوجه شد که جاسوس لی تیانمین به شهر نفوذ کرده است. رئیس اداره و کاپیتان ژانگ به سرعت پرسنل را برای دستگیری او اعزام کردند. لی تیانمین در طول بازجویی به سوالات کلیدی پاسخ نداد. سرنخهایی بر روی درپوش یک بطری شیر که توسط پسری تحویل داده شده بود، پیدا شد، که آن را به جاسوس دیگری به نام ژو شائومئی منتقل کرد. تحت نظارت، ژو شائومئی، از ترس دستگیری لی تیانمین، پسر را کشت تا شواهد را از بین ببرد. پرسنل اطلاعاتی مردم را بسیج کردند و به دشمنان پنهان فشار آوردند. بسیاری از افراد فریبخورده سرنخهایی ارائه دادند و دشمنان را در جنگ مردم به دام انداختند.