خط داستانی
سوفیا در هفتم نوامبر هزاران و پنجاه و دو. نمونه ای از ناوگان اورورا در ریل های زرد خیابان به نمایش می آید نمادی انقلابی که به صحنه ای بدل شده است در سایه جشن ها ماریای دختر صنعتگری که به خاطر دادگاه مردم از طرف قدرت محکوم شده است در هتلی فرسوده به مشروب فروشی بدل از وجود خود جان می گیرد دوستش آکسیانیا نقاش رسمی رژیم است که نمادهای ایدئولوژیک می سازد در حالی که از ترس می زید.