خط داستانی
همه به خاطر دارند آن شب آتشسوزی خوکها را؛ جوزِه در صبحِ آن شب به دنیا آمد و برخی میگویند از همان آتش برخاسته و از خوکها به مردی بدل شد. وقتی مادرش میمیرد، جوزِه برای نخستین بار روستا را ترک میکند تا به دنبال چیزی فراتر از روستا برود.