خط داستانی
خیّامی، مردی با ریشههای فروتن و گذشتهای تاریک، شیفت شب را به عنوان دربان در ساختمانی گرانقیمت میگذراند. او هنگام جمعآوری زباله از مشاجره شدیدی بین همسایهاش کریستینا و شوهرش مطلع میشود. او این موضوع را عادی میانگارد زیرا چنین اتفاقی امری رایج است.