خط داستانی
زندگی آنا اهل تربت یک ماجراجویی بی نظیر از عشق خیانت ناامیدی و حسادت بود. در چهاردهمین سالگی با شاه کارل هشتم ازدواج کرد و هفت سال بعد با شاه لوئی دوازدهم، او دوک خود را با دشمن تاریخی اش یعنی فرانسه متحد کرد. در طول عمر خود آنا زن باهوشی بود که به اداره دوک نشین خود میپرداخت و استقلال آن را با حسد حفظ میکرد، اما در نهایت دخترش کلود، وارث آنا، به فرانسیس از آن گومل متعهد شد و با این کار تربت در پادشاهی فرانسه جذب شد.