خط داستانی
مارلین هاردستی یک بازیگر قدیمی فیلمهای ترسناک و وارث ثروت زیست فناورانه همسر باستانیاش است که از طریق عشقی دیوانهوار، ازدواج و تشییع جنازه به آن رسیده است. او که بیماری لاعلاجی دارد، مصمم است از مرگ فرار کرده و با انتقال ذهنش به بدن یک زن جوانتر، دوباره به حرفهاش بازگردد. با نورمن بتز، «دستیار شخصی» او، او دکتر لورنِس فاین را میفریبد، نابغه زیستشناسی عصبی که دیوانهوار به دنبال جاودانگی است تا به وسوسهٔ او پاسخ دهد. با وعدهٔ ستارهشدگی در واقعیتِ تلویزیونی، سه زن جوان را به عمارت دورافتادهٔ مارلین جذب میکند. انگیزههای پنهان آغاز میشود. آزمایشهای اولیه در املاک کاوش میکند. زنان جوان به واقعیتی ترسناک میرسند: فرار تنها راه بقاست. آیا میتوانند از برش و چسبیدهسازی سایبرنتیک دکتر فاین فرار کنند؟ آیا مارلین زندگی ابدی را به دست میآورد یا در چشمهٔ جوانی غرق میشود؟