خط داستانی
در راه از بیمارستان روانی اسکندریه به قاهره موتور خودرو با شش بیمار داخل آن میشکند؛ از جمله الهام که پس از اینکه خانوادهاش زیر آوار خانه مردند دچار بحران عصبی شده است، نافعی بیی مالک بزرگنمایی، خلیل قمارباز و اختلاس کننده پول شرکتش که وانمود میکند دیوانه است تا از رای دادگاه فرار کند، و حاج حسن که توسط فرزندانش به قیمومیت سپرده شده تا ثروتش را تصاحب کنند. چهار دیوانه فرار میکنند و پرستار مبروک و راننده عبدالمولى مجبور میشوند چهار نفر را به جای آنها دستگیر کرده و به اداره بیمارستان تحویل دهند.