خط داستانی
هایاتو کارمند، با تاتویا همخانه است و رویای بازکردن یکبار کلوپ همجنسگرا را در سر دارد. روزی که با هم سکس داشتند، همانطور که درباره رویاهایشان صحبت میکردند، هایاتو احساس افسردگی میکند؛ کارفرمایش پیشنهاد میدهد جلسهای ترتيب دهد. یک روز عاشق سابق تاتویا به اتاق او میآید و روشن میشود که او به ترنسشکل درآمده است.