خط داستانی
بیست و سوم اوت دو هزار و هشت شامل دو شات است. افتتاحیهای کوتاه با تصاویر متقاطع از بازار کتاب خیابان الرش در بغداد و گفتگویی بیوقفه به مدت نوزده دقیقه از یک دوربین ایستاده؛ فایسل عبدالله به تدریج رابطه خود با برادر کوچکترش یعنی کامل را میسازد و در این مسیر به زندگی روشنفکران عراق از چپ و تبعید در اوایل دهه هشتاد به دست رژیم صدام و تصمیم کامل برای بازگشت به عراق در سال دو هزار و سه و مرگ تراژیک او توسط آدمربایان در بیست و سوم اوت دو هزار و هشت میپردازد. فیلم به جنبههای کم شناختهشدهٔ تاریخ سیاسی عراق میپردازد، اما داستان اصلی دربارهٔ دو برادر و محبت فایسل به کامل و دیدگاههای متفاوت آنان نسبت به تبعید و زندگی است.