خط داستانی
این داستانی است درباره پدرها و پسرها در سه نسل، انتخابهای زندگی آنها و پیامدهایشان. پدربزرگ، یک بازنشسته مافیایی، پدر، یک تقلیدکننده گانگستری که اکنون سِیک با روسری دارد، و پسری با خشم که در کنار اقیانوس با مادرش زندگی میکند. پس از پی بردن به بیعلاقگی پسرش به پدرش، مادر و پسر برای روبهرو شدن با این مسئله به نیویورک سفر میکنند. پس از سالها تقصیر انداختن به همسر سابقش، سرانجام دلیل پنهان را میفهمد که چرا او قادر به حضور در زندگی روزمره پسرشان نیست.