خط داستانی
جکی به همراه مادرش در تعطیلات کاروانی است. او زندگی تنهاییای را میگذراند که نه دوستانی دارد و نه کسی برای صحبت کردن. تعطیلات تا کنون حس انزوا را در او تقویت کرده است. جکی دلتنگ جایی است که به آن تعلق دارد، جایی که بتواند چیزی متفاوت بیابد، با کسی صحبت کند، با کسی برقصد.