خط داستانی
داستان با خانم فان، بیوهای در دهه ۶۰ زندگیاش، آغاز میشود که زندگیاش در دیوارهای آشپزخانه محصور شده است. او به طور تصادفی به نمایش برهنگی نوهاش (نیان، ۱۸ ساله) در اتاقش و در یک سایت دوربین میرسد. خانم فان، عصبانی و شرمنده، نیان را به عنوان یک فاحشه قضاوت میکند به خاطر کار مدل دوربینش. نیان سعی میکند به مادربزرگش ثابت کند که یک زن حق دارد با بدن خود هر طور که میخواهد رفتار کند و او را از طریق چند درس صمیمی راهنمایی میکند. هر درس لایهای از او را کنار میزند و در نهایت به او کمک میکند تا دوباره با آرزوهای درونیاش برای بدن خود ارتباط برقرار کند. به زودی، تعصب اجتماعی بر خانم فان غلبه میکند و او طعم تلخی داروی خود را میچشد.