خط داستانی
سال ها میگذرد و ناگهان دیگر جوان و امیدوار نیستی چگونه باید این زندگی میبود؟ ساندر به لیست کارها و کارهای زندگی دغدغه دارد و ورونیکا نگران از دست دادن سرمایه جنسی خود است. املی مادر کودکان کوچک است و خوشحال است که هر روز فرصت دوش گرفتن دارد و جوننا از جدایی خوشحال است. ایلایور از شریک خود که هرگز جوراب ها را داخل سبد لباس نمیاندازد خسته است. و چه کسی میتواند دراز بکشد؟ مارتینا کارلشتدت با زنانی در اوج بین ۳۰ تا ۴۰ سال دیدار میکند