خط داستانی
کیِتی از زمان از دست دادن برادرش سکوت و اندوه را بر زندگیاش چیره کرده است. پس از بازجویی درباره مرگ او، بستهای اسرارآمیز دریافت میکند که حاوی نشانی است که برادرش به جای گذاشته بود: یک صدف زیبا… اما چیزی، حضوری، آن را به خانهاش میکشاند. با از دست رفتن آرامش خاموشِ او در ازای این هدیه، آیا میتواند به شکستن چرخهِ تاریکِ اقیانوس که برادرش با زندگیِ خاموشِ خود بدون آگاهی آغاز کرده بود، کمک کند؟