خط داستانی
یوهانا یکی از مهاجران روی مسیر بالکان است که به امید رسیدن به اروپا شانس خود را میآزماید. در راه با دختری دیگر، آیلینا مولدوفایی هماندازه کمی بزرگتر، برخورد میکند و با او پیوندی حیاتی برای بقا میسازد. هنگامی که به ایتالیا میرسند، گرفتار تشکّل پروسات میشوند و به تمامی شکنجههای آن میافتند. در شبی که همه چیز بهطور ناگهان اتفاق میافتد، یوهانا با لورنزو، راننده تاکسی میانسال از فریولی، برخورد میکند که ربوده و به سمت اتریش میبرد تا از مرز عبور کنند.