خط داستانی
در روستای فرانسه، خرسهای وحشی گندمها را خراب میکنند و جنگی آشکار بین کشاورزان و اعضای باشگاه شکار مردانه آشکار میشود که در میان شکارها به غذا میخورند. برون، کشاورز ورشکستهای که سعی میکند مزرعهاش را نگه دارد، توسط رئیس باشگاه به حداکثر فشار کشیده میشود و او به آرامی به او تیر میاندازد و ناپدید میشود. یک سال بعد،فولدا، مأمور پلیس ناپایدار که به منطقه منتقل شده، تحقیقات را به دست میگیرد. هنوز پس از جدایی اخیر، و با افزایش گلهگیری خرگوشها در این منطقه، او تا آستانه دیوانگی پیش میرود.