خط داستانی
شب جمعه کوبا با آشناي جدید خود هونزا را به دوست قدیمی اش واچ معرفی می کند. یک شب معمولی در میخانه با ورود مهمانی نامدار به نام امیلی به شدت تغییر می یابد. هونزا با کنجکاوی نسبت به تازه وارد، از کوبا میخواهد پشت سر واچ به او دارویی وارد نوشیدنی اش کند تا Emily را وادار به نوشیدن نماید. کوبا ناچار می شود بین وفاداری به دوست قدیمی اش، تمایل به فریب در چشم های هونزا و اصول اخلاقی خود یکی را انتخاب کند تا سرنوشت Emily ناخواسته به دست او باشد.