هرلند
Herland
در یک روستای کاندیدِ محافظهکارانه هند که زنها از خروج از خانه بدون اجازه مرد ممنوعاند، بهارگیشری و خواهرانش با هم پیمایی روز به روز قویتر میشوند و حق کار کردن را مطالبه میکنند و سالیان دراز کنترل پدرسالارانه را به چالش میکشند. با افزایش همصدایی مقاومتشان، هزینه دیدهشدن به عنوان همتراز آغاز به خطرناک شدن میکند. تا چه اندازه حاضرند ریسک کنند؟