رویای غمانگیز جفتپرندهها
悲情鴛鴦夢
سینمای زبان هاکین. یوشون در کودکی به سانلیو که دارای ناتوانیهای جسمی و ذهنی است، نامزد شده بود. هر دو والدین دونگشان فوت کردهاند و او با یوشون و سانلیو بزرگ شده است. با کمک، دونگشان زادگاهش را ترک کرده و به کیلونگ میرود تا تحصیلاتش را کامل کند. پس از فارغالتحصیلی، شغفی به او پیشنهاد میشود، اما او تصمیم میگیرد به خانه برگردد تا از خانواده مراقبت کند. به زودی، داییشان فوت میکند و یوشون شجاعتش را جمع میکند تا احساساتش را به دونگشان نشان دهد - او امیدوار است که این دو به دور دستها بروند. اما دونگشان فکر میکند این کار برای سانلیو بیرحمانه خواهد بود.