خط داستانی
لَن ۹ ساله و پدرش همیشه از وقت گذرانی با هم در فروشگاه هنری قایق پدر لذت میبردند. یک روز لَن به خانه برگشت و ناگهان متوجه شد که پدرش فوت کرده است. لَن شوکه میشود. پدر برای همیشه ناپدید میشود. خواهرش هرگز گریه نمیکند و از صحبت با مادر امتناع میکند. و مادر اصرار دارد که هر شب برای پدر یک صندلی در نظر بگیرد انگار که پدر زنده است. بدتر از آن، همکلاسیهای لَن اغلب به او میخندند. لَن شروع به دعوا و فرار از مدرسه میکند. با سختتر شدن زندگی، او یک بسته دریافت میکند. این یک ساعت با شکل عجیب است که متوقف شده است. پدر قبل از مرگش آن را فرستاده است. لَن به بسیاری از فروشگاهها مراجعه میکند تا ساعت را تعمیر کند اما بیفایده است. او امیدوار است که وقتی سرانجام معمای ساعت را حل کند، به همه چیز پاسخ خواهد داد...