یک داستان شبانه
A Night Tale
موحسن قصد ازدواج با عاطفه دارد و سپس برای خبر دادن به والدینش درباره نامزدیش به شیراز سفر میکند. عاطفه با عمويش زندگی میکند. روزی ژاله، خواننده کاباره، بیمار میشود و عموى عاطفه پیشنهاد میکند که دخترخالهاش به جای ژاله در کاباره اجرا کند. رضا، دوست موحسن، عاطفه را در کاباره میبیند، نسبت به او دچار شک میشود و از او میخواهد از مسیر موحسن کنار برود.