خط داستانی
اولور بانکدار و مدیر پُرتفولیویی است که زندگی را در سریعترین خط میگذراند؛ روزی با سرعت ۲۳۰ کیلومتر در جاده با یک تصادف خودخواسته مقابل مانع میشود وقتی از بیمارستان به هوش میآید با تشخیص ویرانگری مانند فلج روبرو میشود در واقع قصد دارد چند ماهی در اقامت توانبخشی باشد اما به زودی بر سر وی میآید و در آشپزخانه مشترک با نام «ماهیهای طلایی» به وضعیت ناتوانی میرسد