غریبه
Foreigner
مارک یک مرد جوان انگلیسی است که تازه به ساحل کادیز رسیده تا از پسرعمویش مارگارت دیدن کند. مارگارت یک باربیکیو با دوستانش ترتیب داده است. بعد از ناهار، آمارو از مارک دعوت میکند تا با قایقش به دریا بروند و منظره ساحل را از دریا تماشا کنند. مارک، بدون فکر کردن، اجازه میدهد او را با خود ببرند؛ در حالی که نمیداند زندگیاش قرار است برای همیشه تغییر کند.